محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
341
مجمع الانساب ( فارسى )
طوايفى كه در مملكت ايران بالاستقلال و استبداد به سردارى و حكومت قيام نمودند بر سبيل اجمال مسطور گشت . ان شاء اللّه مقبول و منظور نظر عالى اثر گردد . و از كرم عميم و لطف جسيم متأملان اين اوراق مأمول و مسؤول است كه چون ملحوظ نظر شريف ايشان گردد و بر عثرت « 4 » و خطايى وقوف يابند ، يقين دانم كه بىآن خود نباشد ، ذيل عفو و اغماض مبذول فرموده از روى بزرگى و كرم خرده نگيرند . اين ضعيف در همه ابواب به قصور خود معترف است و از بحار ذخار افاضل روزگار معترف . و الحمد للّه رب العالمين و الصلاة و السلام على انبيائه و اوليائه خير خلقه و آلهم و اولادهم الطيبين الطاهرين . ذكر جماعتى كه به استقلال خود در ممالك ايران زمين سركشى و تعدى نمودند چون بعد از وفات سلطان سعيد مغفور ابو سعيد - انار اللّه برهانه - از اولاد و اعقاب آن حضرت كسى نبود اختلال تمام به قواعد مملكت راه يافت . و از انقلاب و تراجع روزگار ميان امرا و اركان دولت منازعت و مناقشت پيدا شد . و هر روزه به نوباوهاى از باغ سپهر فتنه مىزاد و هر دم به نوعى از دور فلك حادثهاى تازه مىگشت . از همه طرف لشكر محن و فتن تاختن آورد و طرق امن به طوارق آفات و بلا مشحون شد و هركسى به استقلال خود سركشى آغاز نهاد ، و سوداى ارتقا و مدارج سرورى و معارج مهترى در دماغ هريك پيدا آمد ، و در قلاع و حصون ولايات و بقاع متمكن و متحصن شدند ، و دست به فتنه و بيداد برآوردند ، چنان كه اسامى بعضى از ايشان كه در عراق و خراسان خروج كردند مفصل مىشود بر سبيل اختصار [ گفته مىشود ] كه اگر شرح حال هريك به تفصيل ذكر رود به تطويل انجامد و در آن فايدهاى زيادت نه . طايفهاى كه در عراق و آن ممالك سركشى كردند ملك كاوس شروان مدتى مال و خراج آن مملكت به خود تصرف نمود و بعد از آن مطيع و منقاد
--> ( 4 ) . عثرت به فتح « ع » و « ر » به معنى لغزش و خطاست .